اوضاع قمر در عقربی میباشد-_-خدا رو هم از خودم متنفر کردم..حالم خوب نیست.قایم شدم پشت خوش_
گذرونیا.دلم تنگه سیاهه چرکه شکسته اس.اما انگاری عادتم شده دست و پا نمیزنم.انگار همین جا تو
همین ثانیه دفن شدم..
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش
یه جایی دوست داشتم کلی آدمای جدید و مختلف بریزم تو زندگیم،انجامش دادم.
یه جایی دلم خاست ذوق کنم از اومدنا غمباد کنم از رفتنا،همون شد.
یه جایی دلم خواست رفت و آمد باشه اما ذوق و غمبادش و نخواستم دیگه،دلم نخواست،همینم شد.
اما الان نه رفت و آمد میخام نه ذوق و .. میخام خودمو جمع کنم برم یه گوشه نگاه نکنم ببینم کی چی میگه
نگاش چه جوریه،یه جورایی نقش اول زندگیم.خودمو بریزم تو صدای شجریان و زند وکیلی..
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش
موضوع بده بنویسم.خودت!خودم؟نمیدونم چه جوریه نمیشناسمش.هی الکی غمباد میکنه الکی میخنده.
الکی ذوق مرگ میشه واسه یه ساعت قدم زدن.چیه این اخه.شب یه کم دلتنگ میشه الکی.آدم اینقد الکی؟
من و ول کن موضوع بده بنویسم.
برچسب:
نویسنده: حمید پارسامنش